من ذاتا فضول نبودم ولی خب نوشتن این کتاب یه سری تحقیق های خیلی گسترده بین مردم میخواست که باعث شد فضول هم بم :)
1 - دارم با خانومه مصاحبه میکنم میگم بذار صداتو ضبط کنم چون همه چیز رو یادم نمیمونه که بعدا کامل بنویسم.
میگه وای خاک بر سرم صدامو ضبط کنی فردا روز هر کی کتابت رو خرید صدامو بشنوه؟ 
2 - رفتم بیمارستان پیرزنه افتاده بود کف سالن داشت زار میزد کمکش کردم بایسته
میگم کسی مرده؟
میکه ای خراب بشه خونه ی این خرم سلطان! داشتم خرم نگاه میکردم زد ابراهیم پاشا رو کشت اینقددددرررر حرررررص خوردمممم 
3 - به خانواده ی مقتول میگم قصاص ساعت شیش صبحه پس کی میخواین عفو کنین؟
میگه وقتی طناب رو انداختن گردنش!
میگم خب چرا؟
میگن خب بار معنوی داره تو تلویزیون هم نشونمون میدن 
4 - به بچه ی فال فروش میگم چرا کار میکنی
میگه اخه بابام قطع نخاع شده!
میگم شبا چجوری برمیگردی خونه؟
میگه خب بابام میاد دنبالم دیگه 
5 - زنه میگه من مایل به مصاحبه نیستم قیافتون غلط اندازه چشم هات خیلی خوشگله معلومه واسه موساد کار میکنی 
6 - پیرمرده میگه زمان ما نون یه قرون بود از بس سرخوشی کردین حالا دیگه هوا هم گرد و خاک شده 
7 - به دختره نوجوون میگم این همه چرت و پرت نگو من میدونم کار خودت بود رفتی به پسره شماره دادی
میگه اره خب خونمون تخت ندارم دوست دارم بعضی وقتا با اونا روی تختشون بخوابم ( لطفا باورش کنین )
8 - زنه میگفت با خبرنگار قلابی حرفی ندارم
تا موقعی که روی میز خوابم برد داشت حرف میزد 
9 - زنه پریده پشت سرم قایم میشه که شوهرش نزنتش
شوهرش وسط شورا داد میزنه پشت یه ج.ن.د.ه تر از خودت قایم میشی؟ 
10 - خانومه میگه من دفترم تموم شده برگه سفید نداره عزیزم میخوای " مال دخترمو پاره کن تازه رفته تو اتاق!!!! "
11 - به دختره میگم کی کتک خوردی
میگه دیروز یا پریروز یا پس پریروز! 
12 - پیرمرده : این زن منو داغون کرده هر ماه باید ازمایش قند و روغن بدم! 
13 - به دختره میگم دیگه مشکلی نداری؟
میگه چرا بقیشو نمیگم اینقدر گریه کردی الان کور میشی 
14 - به خانمه میگم مگه چه قرصی مصرف میکنی؟
میگه از اونا که وسطش یه خط داره 
15 - حالم خوب نبود وسط کار نشستم روی زمین و قرص سردرد خوردم
مرده میگه دختره ی معتاد واسه ما از حل مشکل حرف میزنه 
16 - یه ساعت و نیم با یه خانومی مصاحبه کردم
اخر کار میگه من راضی نیستم اینا رو بنویسیا 
17 - میگم چرا فرار کردی
میگه اخه بچه ی واقعی مامان و بابام نیستم
میگم از کجا میدونی؟
میگه گروه خونیم مثبته! مامانم منفیه بابام مثبت. مگه مثبت در منفی نمیشه منفی؟ 
18 - دختره همسن خودم توی شورای حل اختلاف، باردار بود پدر بچه دوست پسر سابقش بود
با یکی دیگه دوست شده بود و راضیش کرده بود عقدش کنه تا بچه اش پدر داشته باشه! پسره هم قبول کرده بود که کمکشون کنه
حالا اومده واسه طلاق میگه این پسره به نظر ادم کثیفی میاد 
19 - - ازش شکایت دارم بهم گفت قرص اشتها اوره ولی نگفت که وزنم رو هم میره بالا 
20 - به زنه توی اورژانس میگم چی به بچت دادی
میگه شربت کلسیم!
میگم این که ربطی به تب نداره
میگه خب فقط همین یه دارو رو تو خونه داشتیم 
نظرات شما عزیزان:
سارا 
ساعت14:51---10 مهر 1392